Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : رحمت صد تو بر آن بلقيس باد‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : رحمت صد تو بر آن بلقيس باد‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

عكس تعظيم پيغام سليمان عليه السلام در دل بلقيس از صورت حقير هدهد‬

*

‫‬‬‬‫

‫رحمت صد تو بر آن بلقيس باد‬

که خدايش عقل صد مرده بداد‬

‫هدهدى نامه بياورد و نشان‬

‫از سليمان چند حرفى با بيان‬

‫خواند او آن نكتهاى با شمول‬ ‫

با حقارت ننگريد اندر رسول‬

‫جسم هدهد ديد و جان عنقاش ديد‬ ‫

حس چو کفى ديد و دل درياش ديد‬

‫عقل با حس زين طلسمات دو رنگ‬

‫چون محمد با ابو جهلان به جنگ‬

‫کافران ديدند احمد را بشر‬ ‫

چون نديدند از وى انشق القمر‬

‫خاك زن در ديده ى حس بين خويش‬

‫ديده ى حس دشمن عقل است و کيش‬

‫ديده ى حس را خدا اعماش خواند‬ ‫

بت پرستش گفت و ضد ماش خواند‬

‫ز انكه او کف ديد و دريا را نديد‬ ‫

ز انكه حالى ديد و فردا را نديد‬

‫خواجه ى فردا و حالى پيش او‬

‫او نمى بيند ز گنجى جز تسو‬

‫ذره اى ز آن آفتاب آرد پيام‬ ‫

آفتاب آن ذره را گردد غلام‬

‫قطره اى کز بحر وحدت شد سفير‬

‫هفت بحر آن قطره را باشد اسير‬

‫گر کف خاکى شود چالاك او‬

‫پيش خاکش سر نهد افلاك او‬

‫خاك آدم چون که شد چالاك حق‬ ‫

پيش خاکش سر نهند املاك حق‬

‫السماء انشقت آخر از چه بود‬ ‫

از يكى چشمى که خاکى بر گشود‬

‫خاك از دردى نشيند زير آب‬ ‫

خاك بين کز عرش بگذشت از شتاب‬

‫آن لطافت پس بدان کز آب نيست‬

‫جز عطاى مبدع وهاب نيست‬

‫گر کند سفلى هوا و نار را‬ ‫

ور ز گل او بگذراند خار را‬

‫حاکم است و يفعل الله ما يشاء‬ ‫

کاو ز عين درد انگيزد دوا‬

‫گر هوا و نار را سفلى کند‬

‫تيرگى و دردى و ثقلى کند‬

‫ور زمين و آب را علوى کند‬

‫راه گردون را بپا مطوى کند‬

‫پس يقين شد که تعز ُّ من تشاء‬ ‫

خاکيى را گفت پرها بر گشا‬

‫آتشى را گفت رو ابليس شو‬ ‫

زير هفتم خاك با تلبيس شو‬

‫آدم خاکى برو تو بر سها‬ ‫

اى بليس آتشى رو تا ثرى‬

‫چار طبع و علت اولى نى ام‬

‫در تصرف دايما من باقى ام‬

‫کار من بى علت است و مستقيم‬ ‫

هست تقديرم نه علت اى سقيم‬

‫عادت خود را بگردانم به وقت‬

‫اين غبار از پيش بنشانم به وقت‬

‫بحر را گويم که هين پر نار شو‬

‫گويم آتش را که رو گلزار شو‬

‫کوه را گويم سبك شو همچو پشم‬ ‫

چرخ را گويم فرو در پيش چشم‬

‫گويم اى خورشيد مقرون شو به ماه‬ ‫

هر دو را سازم چو دو ابر سياه‬

‫چشمه ى خورشيد را سازيم خشك‬ ‫

چشمه ى خون را به فن سازيم مشك‬

‫آفتاب و مه چو دو گاو سياه‬

‫يوغ بر گردن ببنددشان اله‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*