Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : رضا دادم به عشق او اگر غارت کند جانم

سروده ای از منصور حلاج : رضا دادم به عشق او اگر غارت کند جانم

mansoor-al-hallaj1

 

رضا دادم به عشق او اگر غارت کند جانم

که جان صد چو من  بادا  فدای عشق جانانم

به زخم عشق او سازم  که زخمش مرهم جانست

به داغ درد او سازم  که درد اوست درمانم

غمی کز عشق یار آید  به شادی بر سرش گیرم

به هر چه دوست فرماید غلام بنده فرمانم

مرا همت چو طور آمد ارادت وادی اقدس

درخت آتشین عشقت و من موسی بن عمرانم

مرا همت چنان آمد که گر از تشنگی میرم

به منت آب حیوان را ز دست خضر نستانم

مرا گویند کآرام دل  از دیدار دیگر جو

معاذ الله که در عالم دلارامی دگر دانم

ز روی پاکبازانش هنوزم خجلتی باشد

به گاه جلوه حسنش اگر صد جان برافشانم

مرا چون نیست کس محرم  ز عشقش چون برآرم دم

چو دیوانه نمی یابم چرا زنجیر جنبانم

حسین از گفتگو بگذر مگو با کس حدیث او

که تا اسرار پنهانی به گوش تو فرو خوانم

 

حسین منصور حلاج

حلاج

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*