Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دوستان در قصه ى ذو النون شدند‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دوستان در قصه ى ذو النون شدند‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

فهم کردن مريدان که ذو النون ديوانه نشده است قاصد کرده است‬

*

‫‬‬‬

‫دوستان در قصه ى ذو النون شدند‬ ‫

سوى زندان و در آن رايى زدند‬

‫کاين مگر قاصد کند يا حكمتى است‬ ‫

او در اين دين قبله اى و آيتى است‬

‫دور دور از عقل چون درياى او‬

‫تا جنون باشد سفه فرماى او‬

‫حاش لله از کمال جاه او‬ ‫

کابر بيمارى بپوشد ماه او‬

‫او ز شر عامه اندر خانه شد‬ ‫

او ز ننگ عاقلان ديوانه شد‬

‫او ز عار عقل کند تن پرست‬

‫قاصدا رفته ست و ديوانه شده ست‬

‫که ببنديدم قوى و ز ساز گاو‬

‫بر سر و پشتم بزن وين را مكاو‬

‫تا ز زخم لخت يابم من حيات‬ ‫

چون قتيل از گاو موسى اى ثقات‬

‫تا ز زخم لخت گاوى خوش شوم‬ ‫

همچو کشته ى گاو موسى گش شوم‬

‫زنده شد کشته ز زخم دم گاو‬ ‫

همچو مس از کيميا شد زر ساو‬

‫کشته بر جست و بگفت اسرار را‬ ‫

وا نمود آن زمره ى خونخوار را‬

‫گفت روشن کاين جماعت کشته اند‬ ‫

کاين زمان در خصمى ام آشفته اند‬

‫چون که کشته گردد اين جسم گران‬ ‫

زنده گردد هستى اسرار دان‬

‫جان او بيند بهشت و نار را‬ ‫

باز داند جمله ى اسرار را‬

‫وا نمايد خونيان ديو را‬ ‫

وا نمايد دام خدعه و ريو را‬

‫گاو کشتن هست از شرط طريق‬ ‫

تا شود از زخم دمش جان مفيق‬

‫گاو نفس خويش را زوتر بكش‬

‫تا شود روح خفى زنده و بهش‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*