Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد‬ ‫

sadi

‫‫

‫سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد‬ ‫

به جان گر صحبت جانان برآيد رايگان باشد‬

‫مغيلان چيست تا حاجی عنان از کعبه برپيچد‬ ‫

خسک در راه مشتاقان بساط پرنيان باشد‬

‫ندارد با تو بازاری مگر شوريده اسراری‬ ‫

که مهرش در ميان جان و مهرش بر دهان باشد‬

‫پری رويا چرا پنهان شوی از مردم چشمم‬

‫پری را خاصيت آنست کز مردم نهان باشد‬

‫نخواهم رفتن از دنيا مگر در پای ديوارت‬ ‫

که تا در وقت جان دادن سرم بر آستان باشد‬

‫گر از رای تو برگردم بخيل و ناجوانمردم‬ ‫

روان از من تمنا کن که فرمانت روان باشد‬

‫به دريای غمت غرقم گريزان از همه خلقم‬

‫گريزد دشمن از دشمن که تيرش در کمان باشد‬

‫خلايق در تو حيرانند و جای حيرتست الحق‬

‫که مه را بر زمين بينند و مه بر آسمان باشد‬

‫ميانت را و مويت را اگر صد ره بپيمايی‬

‫ميانت کمتر از مويی و مويت تا ميان باشد‬

‫به شمشير از تو نتوانم که روی دل بگردانم‬

‫و گر ميلم کشی در چشم ميلم همچنان باشد‬

‫چو فرهاد از جهان بيرون به تلخی می رود سعدی

وليکن شور شيرينش بماند تا جهان باشد‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*