Home / Literature / سروده ای از سید ظاهر موسوی : بدنام

سروده ای از سید ظاهر موسوی : بدنام

Poetry

 

 

بدنام

*

زاول باده را درجــــــــــــام کردی

مـــــــرا درعشق خودبدنام کردی

نکردم جـــــــــــــزتمـنای وصالت

نــــگاه کردی چــرا دشنام کردی

زدی باخـــــــــنجرعشقت به جانم

به جــرم عشق خود اعدام کردی

به مکتب خانه ای عشق توخواندم

مرا درامتــــحان ناکام کــــــردی

برون کردی زقلبت مــــــهر مارا

ديـــــــگر کارمرا اتــــــمام کردی

اگرميـــــــل دلت درعاشقی نيست

چرا ای بيـــــــــــــوفا پيغام کردی

نخـــــــواندم نامه ات را پاره کردم

نمـــــــــی دانم چه را ارقام کردی

سرم را زيــــــــــــــر تيغ تو نهادم

زدی باخنـــــــــجرت فرجام کردی

موسوی عاشقی رنــــج مدام است

که توبرخــــــــويشتن انعام کردی

سيد ظاهرموسوی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*