Home / Literature / سروده ای از حسین پناهی : آشنایی من و نازی

سروده ای از حسین پناهی : آشنایی من و نازی

Hossain Panahi - 01

 

آشنایی من و نازی

*

‫‫‫می اندیشیدم که گناه ، تکرار تجربه هاست

و شیطان از دریچه ی صدف پوسیده یی سرک کشید و گفت:

خداوند اداره ی جهان رابه انسان سپرده است

در ساحل بودم

از مرغ دریایی ندا رسید

هیچ کلمه یی سفیدی حضور مرا آیینه نمی شود

گوش دادم به سقوط بلوط پیر

در جنگل انبوه پشت سرم

و باد، ندا داد

راز جاودانه گی را در قوزک پایش بخوان

و نهال نو می گفت

روز شب حیات مرا کفاف می دهد

زمستانی از پی زمستانی می گذشت

تا در بامدادی سفید

شعله یی در هیأت زنی

دستش را بر شانه ی سردم گذاشت

 

‫‫‫‫

حسین پناهی

حسین پناهی- Hossain Panahi

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*