Home / Literature / سروده ای از خلیل الله خلیلی : به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی

سروده ای از خلیل الله خلیلی : به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی

khalili - 1

 

 

به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی

به تنگ آمد دلم زین زندگی ای مرگ جولانی

در این مکتب نمی دانم چه رمز مهملم یارب

که نی شدم , نی نامه و نی زیب عنوانی

از این آزادگی بهتر بود صد ره به چشم من

صدای شیون زنجیر و قید کنج زندانی

به هر وضعی که گردون گشت کام من نشد حاصل

مگر این شام غم را مرگ سازد صبح پایانی

جوانی سلب گشت و حیف که آمال جوانی هم

یکایک محو شد مانند اعلام پریشانی

ز یک جو منت این ناکسان بردن بود بهتر

که بشکافم به مشکل صخره سنگی را به مژگانی

گناهم چیست , گردونم چرا آزرده میدارد

ازین کاسه گدا دیگر چه جستم جز لب نانی

 

 

خلیل‌الله خلیلی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*