Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد‬ ‫

sadi

‫‫

‫انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد‬ ‫

زيرا که نه روييست کز او صبر توان کرد‬

‫امروز يقين شد که تو محبوب خدايی‬ ‫

کز عالم جان اين همه دل با تو روان کرد‬

‫مشتاق تو را کی بود آرام و صبوری‬ ‫

هرگز نشنيدم که کسی صبر ز جان کرد‬

‫تا کوه گرفتم ز فراقت مژه ای آب‬ ‫

چندان بچکانيد که بر سنگ نشان کرد‬

‫زنهار که از دمدمه کوس رحيلت‬ ‫

چون رايت منصور چه دلها خفقان کرد‬

‫باران به بساط اول اين سال بباريد‬

‫ابر اين همه تأخير که کرد از پی آن کرد‬

‫تا در نظرت باد صبا عذر بخواهد‬ ‫

هر جور که بر طرف چمن باد خزان کرد‬

‫گل مژده بازآمدنت در چمن انداخت‬ ‫

سلطان صبا پرزر مصريش دهان کرد‬

‫از دامن که تا به در شهر بساطی‬ ‫

از سبزه بگسترد و بر او لاله فشان کرد‬

‫شايد که زمين حله بپوشد که چو سعدی‬ ‫

پيرانه سرش دولت روی تو جوان کرد‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*