Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بازت ندانم از سر پيمان ما که برد‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بازت ندانم از سر پيمان ما که برد‬ ‫

sadi

‫‫

‫بازت ندانم از سر پيمان ما که برد‬ ‫

باز از نگين عهد تو نقش وفا که برد‬

‫چندين وفا که کرد چو من در هوای تو‬ ‫

وان گه ز دست هجر تو چندين جفا که برد‬

‫بگريست چشم ابر بر احوال زار من‬ ‫

جز آه من به گوش وی اين ماجرا که برد‬

‫گفتم لب تو را که دل من تو برده ای‬

‫گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد‬

‫سودا مپز که آتش غم در دل تو نيست‬

‫ما را غم تو برد به سودا تو را که برد‬

‫توفيق عشق روی تو گنجيست تا که يافت‬

‫باز اتفاق وصل تو گوييست تا که برد‬

‫جز چشم تو که فتنه قتال عالمست‬ ‫

صد شيخ و زاهد از سر راه خدا که برد‬

‫سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست‬

‫دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*