Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : ای ستمگر که نداری خبر از بیدل خویش

سروده ای از منصور حلاج : ای ستمگر که نداری خبر از بیدل خویش

mansoor-al-hallaj1

 

ای ستمگر که نداری خبر از بیدل خویش

ز آتش هجر مسوزان دل ریشم زین بیش

از هلاک چو منی کی بود اندیشه ترا

پادشا را چه تفاوت ز هلاک درویش

من نگویم که دوای دل ریشم فرمای

راضیم گر بزنی زخم دگر بر دل ریش

نیست در وصل تو ما را هوس روضه و حور

نیست در عشق تو ما را سر بیگانه و خویش

دیگران را اگر از تیر بلا بیمی هست

هست در کوی تو قربان شدنم مذهب و کیش

ناوک غمزه تو آنچه کند بر دل من

تیغ قصاب ستمگر نکند بر تن میش

آنکه از طره مشگین تو بوئی برده ست

عنبر و غالیه بویا عرق گل اندیش

همچو مورم کمر بندگیت بسته هنوز

گرچه صد بار مگس وار براندیم از پیش

گشت چون خانه زنبور دل ریش حسین

غمزه شهد لبی بس که بر او زد سر نیش

 

حسین منصور حلاج

حلاج

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*