Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش

سروده ای از منصور حلاج : این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش

mansoor-al-hallaj1

 

این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش

جان دهم شکرانه  چون دیدم رخ جانان خویش

دیگران گر سیم و زر آرند از بهر نثار

من نثار حضرت جانانه سازم جان خویش

دارم از دیده شرابی و کبابی از جگر

تا خیال دوست را آرم شبی مهمان خویش

داشتم پیمان که از پیمانه باشم مجتنب

باده چون پیمود ساقی  رستم از پیمان خویش

راز من از اشک سرخ و روی زردم فاش شد

من نکردم آشکارا  قصه پنهان خویش

از جراحتهای او داریم راحتها بسی

زانکه از دردش همی یابد دلم درمان خویش

جوهر کان را سلاطین معانی طالبند

شکر ایزد را که باری یافتم در دکان خویش

گوهر کان را نمی یابند غواصان عشق

شادی جان کسی کو یافت در عمان خویش

شادی دنیا و هم عقبی شود آن حسین

این گدا را از کرم گر تو بخوانی آن خویش

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*