Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : به چشم او نظر می کن دلا در ماه رخسارش

سروده ای از منصور حلاج : به چشم او نظر می کن دلا در ماه رخسارش

mansoor-al-hallaj1

 

به چشم او نظر می کن دلا در ماه رخسارش

تو هم با دیده جان  می توانی دید دیدارش

ظلال عالم صورت  سبل شد دیده دل را

بهل صورت که تا بینی جهانی ز انوارش

گلستان حقایق را چه ریحانهاست روح افزا

مشام جان چو بگشائی رسد بوئی ز گلزارش

کند شادی بود خرم  دلی کز عشق دارد غم

شود آزاد در عالم هر آنکو شد گرفتارش

شه کنعانیم چون مه به بازار آمده ناگه

عزیزان وفاپیشه به جان گشته خریدارش

چه راحت ها که می بینم جراحت های جانان را

چه مستی ها که من دارم ز چشم شوخ خمارش

هدف گشته مرا سینه  ز تیغ غمزه مستش

صدف گشته مرا دیده ز یاقوت گهربارش

کجا چون تو گواهی را پسندد یار خود هرگز

شد این کنج دل ویران  محل گنج اسرارش

چو گنج خاص سلطانی نباشد جز به ویرانی

شهی کاندر همه عالم بخوبی نیست کسی یارش

 

 

حسین منصور حلاج

حلاج

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*