Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : بگذارتا بمیرم بر خاک آستانش

سروده ای از منصور حلاج : بگذارتا بمیرم بر خاک آستانش

mansoor-al-hallaj1

 

بگذارتا بمیرم  بر خاک آستانش

جان هزار چون من  بادا فدای جانش

هر ناوک بلائی  کز شست عشق آید

ای دوست مردمی کن  بر چشم من نشانش

مهر و وفاست مدغم  در صورت جفایش

آب بقاست مضمر  در ضربت سنانش

مستی ست در سر من  از چشم پرخمارش

شوری ست در دل  من از شکر دهانش

جانان مقیم گشته  اندر مقام جانم

من از طریق غفلت  جویا از این و آنش

اندر فنای کلی  دیدم بقای سرمد

وز عین بی نشانی  دریافتم نشانش

جرم و فضولی من  از حد گذشت لیکن

دارم امید رحمت  از فضل بیکرانش

چون خاک راه خواهی گشتن حسین روزی

آن به که جان سپاری  بر خاک آستانش

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*