Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : که می رود به شفاعت که دوست بازآرد‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : که می رود به شفاعت که دوست بازآرد‬

sadi

‫‫

‫که می رود به شفاعت که دوست بازآرد‬

‫که عيش خلوت بی او کدورتی دارد‬

‫که را مجال سخن گفتنست به حضرت او‬ ‫

مگر نسيم صبا کاين پيام بگذارد‬

‫ستيزه بردن با دوستان همين مثلست‬ ‫

که تشنه چشمه حيوان به گل بينبارد‬

‫مرا که گفت دل از يار مهربان بردار‬ ‫

به اعتماد صبوری که شوق نگذارد‬

‫که گفت هر چه ببينی ز خاطرت برود‬

‫مرا تمام يقين شد که سهو پندارد‬

‫حرام باد بر آن کس نشست با معشوق‬

‫که از سر همه برخاستن نمی يارد‬

‫درست نايد از آن مدعی حقيقت عشق‬ ‫

که در مواجهه تيغش زنند و سر خارد‬

‫به کام دشمنم ای دوست اين چنين مگذار‬ ‫

کس اين کند که دل دوستان بيازارد‬

‫بيا که در قدمت اوفتم و گر بکشی‬

‫نميرد آن که به دست تو روح بسپارد‬

‫حکايت شب هجران که بازداند گفت‬

‫مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*