Home / Literature / سروده ای از حسین پناهی : به موقع آمدی‬

سروده ای از حسین پناهی : به موقع آمدی‬

Hossain Panahi - 01

 

به موقع آمدی‬

*

‫‫‫
‫چهل و پنج ساله گی،‬
‫دوران عجيب‪  ‬وغريبی از عمر آدمی ست
‫به وضوح می توان احساس كرد،‬
‫كه به آخر همه چيز رسيده يی
‫يا به عبارتی،‬
‫همه چيز به يك پايان رسيده است
‫ديگر كمتر خبری تو را به هيجان می آورد
‫آينده برايت مثل يك خبربد تصور می شود
‫به دلايل مغشوشی خود را مجنون احساس می كنی
‫بی حوصله و‪ ‬بدبين می گويي‪  و‬می شنوی
‫كم تر حوصله ی تمركز بر مسايل ريزُ درشت را داری
‫گاه كه به اصطلاح تَقی به توقی می خورد‬
‫و خردك حوصله يی به سراغت می آيد،‬
‫از آن بالابالاها به انسان  و تاريخ نگاه می كنی
‫ديكته يی پ‪‬ر از كلمات غلط و پ‪‬ر از خط خوردگی..‬
‫از آن جاست كه می بيني،‬
‫ساكنين اين كشتی طوفان زده كه فرجامی جز غرق شدن ندارد،‬
‫چگونه با توجيهات بچه گانه حرف های درشت‪ و ‬بی ربط می زنند
‫آن وقت يك جوری دل آدم مي سوزد،‬
‫به حال خودت
‫به حال هم نوعان خودت
‫به حال همه كسانی كه‬
‫در قالب‪ و ‬هييت انسان زندگی كرده اند‬
‫و زندگی می كنند‪ و ‬قرار است كه زندگی كنند..‬
‫اين دلسوزی چون گردابی می چرخد‬
‫و تو را با خود می چرخاند
‫تا آن جا كه جز خودت،‬
‫فرصت به ديگران انديشی را بالكل از دست می دهی
‫به دورغ های خودت خيره می شوی
‫به اين كه به روزها و‪ ‬لحظه هايت لعاب نظم زده ای
‫من در همان دوران كودكی،‬
‫به موسيقی علاقه داشتم
‫از همان دوران كودكی،‬
‫علاقه مند به پزشكی بودم
‫من از همان..‬
‫من..‬
‫حالا دل جرأتش را پيدا می كنی‬
‫كه به زهرخندی به دروغ های كودكانه اَت لب كج كنی
‫به دنيا می آيی چون خسی بر ميقات،‬
‫چون بوته ی خاری در باد
‫تا روزگار سر تو را از كجا درآورد:‬
‫تصادف
‫اتفاق
‫استحكام آن همه تأكيد بر راه را به آسانی زير سوال می بری
‫اگر در امتحان معلمی قبول شده بودی
‫حالا به عنوان يك معلم،‬
‫سال های اخر كارت را سپری مي كردی
‫مي بينی ميان اين همه كوره را،‬
‫هركدام را كه انتخاب می كردی،‬
‫تو اكنون خاطرات ديگری داشتي‪ و ‬موقعيت ديگری..‬
‫نه  عزيز دلم  آنا
‫خيلي درست‪ و ‬به موقع آمدی
‫در سن چهل پنج ساله گی
‫در اين پايان جز راست چيزی برای گفتن ندارم
‫بی نياز از اسم
‫بی تفاوت به شهرتی
‫دل شكسته از شگردهای داشته های مادی
‫فارغ از دل ب‪‬ری‪ و ‬دل دادگی
‫راحت ‬
‫حالا بوته ی خار،‬
‫به معجزه ی باد به صخره ی زمان چسبيده است
‫بله
‫به احترام تو هم كه شده،‬
‫سعی می كنم بر هر مسئله يی كه بخواهم تمركز كنم
‫مطمئن باش جز راست چيزی از من نخواهی شنيد‬

‫‫‫‫

حسین پناهی

حسین پناهی- Hossain Panahi

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*