Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر

سروده ای از منصور حلاج : چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر

mansoor-al-hallaj1

 

چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر

گوئیا نیست بجز قصد منش کار دگر

بسته دام غم عشق بسی هست و لیک

همچو من نیست در این دام گرفتار دگر

من نیارم که کنم در رخ اغیار نظر

گر چه یارم طلبد هر نفسی یار دگر

گر به هیچم شمرد مشتری ماه خصال

نبرم رخت دل و جان به خریدار دگر

مگر از لطف دلم را بخرد ورنه چه قدر

کاسه قدر مرا بر سر بازار دگر

آه کز جان ستمکش نفسی بیش نماند

وان طبیب دل و جان همدم بیمار دگر

ای دل آزار جفا کار چه باشد که نهی

بر جراحات دلم مرهم آزار دگر

خانمان ما و سیه چشم بلا جوی مرا

که کند بی رخ تو رغبت دیدار دگر

شد چنان مست از آن نرگس خمار حسین

که خمارش نبرد باده خمار دگر

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*