Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : باز رو سوى على و خونى اش

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : باز رو سوى على و خونى اش

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

باز گشتن به حكايت امير المؤمنين على عليه السلام و مسامحت کردن او با خونى خويش

*

‫‬‬‬‫‫

‫باز رو سوى على و خونى اش

و آن آرم با خونى و افزونى اش‬

‫گفت دشمن را همى مى بينم به چشم‬

‫روز و شب بر وى ندارم هيچ خشم‬

‫ز آنكه مرگم همچو من خوش آمده ست‬ ‫

مرگ من در بعث چنگ اندر زده ست‬

‫مرگ بى مرگى بود ما را حلال‬ ‫

برگ بى برگى بود ما را نوال‬

‫ظاهرش مرگ و به باطن زندگى‬

‫ظاهرش ابتر نهان پايندگى‬

‫در رحم زادن جنين را رفتن است‬

‫در جهان او را ز نو بشكفتن است‬

‫چون مرا سوى اجل عشق و هواست‬

‫نهى لا تلقوا بأيد ِيكم مراست‬

‫ز آنكه نهى از دانه ى شيرين بود‬

‫تلخ را خود نهى حاجت کى شود‬

‫دانه اى که تلخ باشد مغز و پوست‬

‫تلخى و مكروهى اش خود نهى اوست‬

‫دانه ى مردن مرا شيرين شده ست‬

‫بل هم احياء پى من آمده ست‬

‫اقتلونی يا ثقاتی لائما‬

‫إن فی قتلی حياتی دايما‬

‫إن فی موتی حياتی يا فتی‬ ‫

کم أفارق موطنی حتى متى‬

‫فرقتی لو لم تكن فی ذا السكون‬ ‫

لم يقل انا إليه راجعون‬

‫راجع آن باشد که باز آيد به شهر‬ ‫

سوى وحدت آيد از تفريق دهر‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*