Home / Literature / سروده ای از حسين بيگ شاعر عصر اختناق : وقتی عكس رويش درجوی آب افتد

سروده ای از حسين بيگ شاعر عصر اختناق : وقتی عكس رويش درجوی آب افتد

Poetry

 

وقتی عكس رويش درجوی آب افتد
حيران چهره اوصدآفتاب افتد
مهتاب از شعاعش رخ درنقاب افتاد
نسرين به شاخ سنبل در پيچ وتاب افتد
نسخه ربايدازبوعطرگلاب افتد
يك ره نظرنمودم ازشوق سوی دلبر
ديدم به مثل سنبل مرغوله موی دلبر
زلفين حلقه حلقه بر گردروی دلبر
قوس و قزح دوابرومحراب كوی دلبر
چون جدول سياهی دوركتاب افتد
آن قامت كشيده شمشاد عاشقان است
تيرنگاه غمزه جلاد عاشقان است
ابروی كج خميده صيادعاشقان است
از بس به قصد جانان ناشادعاشقان است
آتش به جان عاشق از اضطراب افتد
دندان به وقت خنده در سفيد روشن
همچون بلورميناباشدبياض گردن
لعل وعقيق ومرجان لب هاش كرده خرمن
دوقبه در خشان در سينه اش مزين
شرمنده پيش لعلش در خوشاب افتد
بر گوش و گردن وی در خوشاب غلطان
آويخته ز هرسويافوت و لعل و مر جان
ديبای كشميری بين بر فرق آن صنم جان
چشمان دوچشم آهو،خندان چوماه تابان
درپيش او سلاشل چون آفتاب افتد
بينداگر سليمان آن يار نازنين را
بخشد بر آن پری روی انگشترونگين را
از روم هديه آرد گلبرگ ياسمين را
داراخراج بخشد،فغفورملك چين را
قيصربه تخت زرين در پيچ وتاب افتد
مثلش به كل عالم گل پيرهن نديدم
در هندو روم وايران در تاجكن نديدم
چشمان دو چشم آهو آندر ختن نديدم
در ملك چين وما چين،آندر يمن نديد م
از ديدن جمالش دل ها كباب افتد
در فرقتش دريدم ازجيب تا به دامان
قلب ار فراق رويش در سوز وآه وافغان
بهتر زسرو وشمشاد ديديم قد جانان
وقتيكه می خرامد از ناز سوی بوستان
گيسو به پای دلبر مثل طناب افتد
زاندم كه مبتلا من گشتم به يار زيبا
بردم بسررفيقان در آه وناله شبها
«حسن» بسی تپيدی در كار های دنيا
اميد ها به خاك و جان در عذاب افتد.

حسن بیگ – قرن 13

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*