Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت من تيغ از پى حق مى زنم‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت من تيغ از پى حق مى زنم‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

جواب گفتن امير المؤمنين که سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت‬

 

 ‫*

‫‬‬‬‫‫

‫‫‫گفت من تيغ از پى حق مى زنم‬ ‫

بنده ى حقم نه مأمور تنم‬

‫شير حقم نيستم شير هوا‬

‫فعل من بر دين من باشد گوا‬

‫ما رميت إذ رميتم در حراب‬ ‫

من چو تيغم و آن زننده آفتاب‬

‫رخت خود را من ز ره برداشتم‬ ‫

غير حق را من عدم انگاشتم‬

‫سايه ام من کدخدايم آفتاب‬

‫حاجبم من نيستم او را حجاب‬

‫من چو تيغم پر گهرهاى وصال‬

‫زنده گردانم نه کشته در قتال‬

‫خون نپوشد گوهر تيغ مرا‬

‫باد از جا کى برد ميغ مرا‬

‫که نيم کوهم ز حلم و صبر و داد‬

کوه را کى در ربايد تند باد‬

‫آن که از بادى رود از جا خسى است‬

‫ز آن که باد ناموافق خود بسى است‬

‫باد خشم و باد شهوت باد آز‬

‫برد او را که نبود اهل نماز‬

‫کوهم و هستى من بنياد اوست‬ ‫

ور شوم چون کاه با دم ياد اوست‬

‫جز به باد او نجنبد ميل من‬ ‫

نيست جز عشق احد سر خيل من‬

‫خشم بر شاهان شه و ما را غلام‬ ‫

خشم را هم بسته ام زير لگام‬

‫تيغ حلمم گردن خشمم زده ست‬ ‫

خشم حق بر من چو رحمت آمده ست‬

‫غرق نورم گر چه سقفم شد خراب‬

‫روضه گشتم گر چه هستم بو تراب‬

‫چون در آمد علتى اندر غزا‬

‫تيغ را ديدم نهان کردن سزا‬

‫تا احب لله آيد نام من‬ ‫

تا که ابغض لله آيد کام من‬

‫تا که اعطا لله آيد جود من‬

‫تا که امسك لله آيد بود من‬

‫بخل من لله عطا لله و بس‬ ‫

جمله لله ام نيم من آن کس‬

‫و آن چه لله مى کنم تقليد نيست‬

‫نيست تخييل و گمان جز ديد نيست‬

‫ز اجتهاد و از تحرى رسته ام‬

‫آستين بر دامن حق بسته ام‬

‫گر همى پرم همى بينم مطار‬ ‫

ور همى گردم همى بينم مدار‬

‫ور کشم بارى بدانم تا کجا‬

‫ماهم و خورشيد پيشم پيشوا‬

‫بيش از اين با خلق گفتن روى نيست‬

‫بحر را گنجايى اندر جوى نيست‬

‫پست مى گويم به اندازه ى عقول‬ ‫

عيب نبود اين بود کار رسول‬

‫از غرض حرم گواهى حر شنو‬

که گواهى بندگان نه ارزد دو جو‬

‫در شريعت مر گواهى بنده را‬ ‫ن

يست قدرى وقت دعوى و قضا‬

‫گر هزاران بنده باشندت گواه‬ ‫

بر نسنجد شرع ايشان را به کاه‬

‫بنده ى شهوت بتر نزديك حق‬

‫از غلام و بندگان مسترق‬

‫کاين به يك لفظى شود از خواجه حر‬ ‫

و آن زيد شيرين و ميرد سخت مر‬

‫بنده ى شهوت ندارد خود خلاص‬ ‫

جز به فضل ايزد و انعام خاص‬

‫در چهى افتاد کان را غور نيست‬ ‫

و آن گناه اوست جبر و جور نيست‬

‫در چهى انداخت او خود را که من‬ ‫

در خور قعرش نمى يابم رسن‬

‫بس کنم گر اين سخن افزون شود‬

‫خود جگر چه بود که خارا خون شود‬

‫اين جگرها خون نشد نز سختى است‬ ‫

غفلت و مشغولى و بد بختى است‬

خون شود روزى که خونش سود نيست‬ ‫

خون شو آن وقتى که خون مردود نيست‬

‫چون گواهى بندگان مقبول نيست‬ ‫

عدل او باشد که بنده ى غول نيست‬

‫گشت ارسلناك شاهد در نذر‬

‫ز آن که بود از کون او حر ابن حر‬

‫چون که حرم خشم کى بندد مرا‬

‫نيست اينجا جز صفات حق در آ‬

‫اندر آ کازاد کردت فضل حق‬

‫ز آن که رحمت داشت بر خشمش سبق‬

‫اندر آ اکنون که رستى از خطر‬ ‫

سنگ بودى کيميا کردت گهر‬

‫رسته اى از کفر و خارستان او‬ ‫

چون گلى بشكفته در بستان هو‬

‫تو منى و من توام اى محتشم‬ ‫

تو على بودى على را چون کشم‬

‫معصيت کردى به از هر طاعتى‬

‫آسمان پيموده اى در ساعتى‬

‫بس خجسته معصيت کان کرد مرد‬

‫نى ز خارى بر دمد اوراق ورد‬

‫نى گناه عمر و قصد رسول‬ ‫

مى کشيدش تا به درگاه قبول‬

‫نى به سحر ساحران فرعونشان‬ ‫

مى کشيد و گشت دولت عونشان‬

‫گر نبودى سحرشان و آن جحود‬ ‫

کى کشيديشان به فرعون عنود‬

‫کى بديدندى عصا و معجزات‬

‫معصيت طاعت شد اى قوم عصات‬

‫نااميدى را خدا گردن زده است‬ ‫

چون گنه مانند طاعت آمده ست‬

‫چون مبدل مى کند او سيئات‬

‫طاعتى اش مى کند رغم وشات‬

‫زين شود مرجوم شيطان رجيم‬ ‫

و ز حسد او بطرقد گردد دو نيم‬

‫او بكوشد تا گناهى پرورد‬ ‫

ز آن گنه ما را به چاهى آورد‬

‫چون ببيند کان گنه شد طاعتى‬

‫گردد او را نامبارك ساعتى‬

‫اندر آ من در گشادم مر ترا‬

‫تف زدى و تحفه دادم مر ترا‬

‫مر جفاگر را چنينها مى دهم‬

‫پيش پاى چپ چه سان سر مى نهم‬

‫پس وفاگر را چه بخشم تو بدان‬ ‫

گنجها و ملكهاى جاودان‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*