Home / Literature / سروده ای از واصف باختری : كوهسار غمين

سروده ای از واصف باختری : كوهسار غمين

Wasef Bakhtari - 7

 
كوهسار غمين

دل از اميد، خم از می، لب از ترانه تهيست
اميد تازه به سويم ميا که خانه تهيست
شبی ز روزن رؤيا مگر توان ديدن
که اين حصار ز غوغای تازيانه تهيست
اگر درخت کهن مرد، زنده بادش ياد
هزار حيف که اين باغ از جوانه تهيست
تو در شبانه ترين روزها ندانستی
که جام زيستن از بادة بهانه تهيست
خروش العطش از رودخانه ها برخاست
ستيغ و صخره ز فرياد عاصيانه تهيست
زبان خشم و غرور از که ميتوان آموخت
که ((خوان هفتم تاريخ)) جاودانه تهيست
به سوگوارای سالار خاک و نيلو فر
غزل ز واژة زرّين عاشقانه تهيست
مگر عقاب دگر باره بر نميگردد
که کوهسار غمين است و آشيانه تهيست

واصف باختری

Wasef Bakhtari - 3

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*