Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : پس بگفت آن نو مسلمان ولى

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : پس بگفت آن نو مسلمان ولى

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

سؤال کردن آن کافر از امير المؤمنين على عليه السلام‬ که بر چون منى مظفر شدى شمشير را از دست چون

انداختى‬

 ‫*

‫‬‬‬‫‫

‫‫‫پس بگفت آن نو مسلمان ولى‬

‫از سر مستى و لذت با على‬

‫که بفرما يا امير المؤمنين‬

‫تا بجنبد جان بتن در چون جنين‬

‫هفت اختر هر جنين را مدتى‬ ‫

مى کنند اى جان به نوبت خدمتى‬

‫چون که وقت آيد که جان گيرد جنين‬

‫آفتابش آن زمان گردد معين‬

‫اين جنين در جنبش آيد ز آفتاب‬

کافتابش جان همى بخشد شتاب‬

‫از دگر انجم بجز نقشى نيافت‬

‫اين جنين تا آفتابش بر نتافت‬

‫از کدامين ره تعلق يافت او‬ ‫

در رحم با آفتاب خوب رو‬

‫از ره پنهان که دور از حس ماست‬

‫آفتاب چرخ را بس راههاست‬

‫آن رهى که زر بيابد قوت از او‬ ‫

و آن رهى که سنگ شد ياقوت از او‬

‫آن رهى که سرخ سازد لعل را‬

‫و آن رهى که برق بخشد نعل را‬

‫آن رهى که پخته سازد ميوه را‬ ‫

و آن رهى که دل دهد کاليوه را‬

‫باز گو اى باز پر افروخته‬

‫با شه و با ساعدش آموخته‬

‫باز گو اى باز عنقا گير شاه‬ ‫

اى سپاه اشكن به خود نى با سپاه‬

‫امت وحدى يكى و صد هزار‬

‫باز گو اى بنده بازت را شكار‬

‫در محل قهر اين رحمت ز چيست‬

‫اژدها را دست دادن راه کيست‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*