Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آتشى افتاد در عهد عمر‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آتشى افتاد در عهد عمر‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫آتش افتادن در شهر به ايام عمر‬

 ‫*

‫‬‬‬‫‫

‫‫‫آتشى افتاد در عهد عمر‬ ‫

همچو چوب خشك مى خورد او حجر‬

‫در فتاد اندر بنا و خانه ها‬ ‫

تا زد اندر پر مرغ و لانه ها‬

‫نيم شهر از شعله ها آتش گرفت‬

‫آب مى ترسيد از آن و مى شگفت‬

‫مشكهاى آب و سرکه مى زدند‬

‫بر سر آتش کسان هوشمند‬

‫آتش از استيزه افزون مى شدى‬ ‫

مى رسيد او را مدد از بى حدى‬

‫خلق آمد جانب عمر شتاب‬

کاتش ما مى نميرد هيچ از آب‬

‫گفت آن آتش ز آيات خداست‬

‫شعله اى از آتش بخل شماست‬

‫آب بگذاريد و نان قسمت کنيد‬ ‫

بخل بگذاريد اگر آل منيد‬

‫خلق گفتندش که در بگشوده ايم‬ ‫

ما سخى و اهل فتوت بوده ايم‬

‫گفت نان در رسم و عادت داده ايد‬ ‫

دست از بهر خدا نگشاده ايد‬

‫بهر فخر و بهر بوش و بهر ناز‬

‫نه از براى ترس و تقوى و نياز‬

‫مال تخم است و به هر شوره منه‬

‫تيغ را در دست هر ره زن مده‬

‫اهل دين را باز دان از اهل کين‬

‫همنشين حق بجو با او نشين‬

‫هر کسى بر قوم خود ايثار کرد‬

‫کاغه پندارد که او خود کار کرد‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*