Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : سحر گه باد نوروزی چو از گلزار می آید

سروده ای از منصور حلاج : سحر گه باد نوروزی چو از گلزار می آید

mansoor-al-hallaj1

 

سحر گه باد نوروزی  چو از گلزار می آید

مرا از بهر جان بخشی  نسیم یار می آید

به بوی زلف رخسارش چو من سوی چمن آیم

گل و سنبل به چشم من سنان و خار می آید

توانم در ره جانان به آسانی سپردن جان

و لیکن زیستن بی دوست بس دشوار می آید

دلم آزرده و مجروح  مرهم یافتن  مشکل

دگر هر لحظه  آزاری بر این آزار می آید

اگر در گوشه ای تنها حدیث درد دل گویم

فغان و ناله و آه از در و دیوار می آید

چو لاله داغ دل دارم  که بی دلدار در گلشن

چو در گل بنگرم یادم از آن رخسار می آید

حسین ار  وصل دریابی  نثار دوست کن جان را

که جان بهر چنین روزی مرا در کار می آید

 

 

حسین منصور حلاج

حلاج

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*