Home / Literature / شعرای افغانی / یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : تو آفـــتابی

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : تو آفـــتابی

sareban-5

 

‫‫
‫‫تو آفـــتابی

*
‫‬‫‫‫
‫تو آفتابی و من آن ستارهء سحر ام‬
‫که تا سپيد شود ديه ام ره ات نگرم‬
‫ز شام تا به سحر رقص می کند چو ماه‬
‫خيال روی تو در چشمه سار چشم تر ام‬
‫تو آفتابی و من آن ستارهء سحر ام‬
‫که تا سپيد شود ديده ام ره ات نگرم‬
‫ميان قافلهء روز ميخزم چون موج‬
‫ولی ز منزل مقصود خويش بی خبرم‬
‫تو آفتابی و من آن ستارهء سحر ام‬
‫که تا سپيد شود ديده ام ره ات نگرم‬
‫بخند شمع من از پشت شيشهء قاموس‬
‫که رانده من و پروانهء شکسته پر ام‬
‫تو آفتابی و من آن ستارهء سحرم‬
‫که تا سپيد شود ديده ام ره ات نگرم‬

عبدالرحیم ساربان محمودی

sareban-3

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*