Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ای جان خردمندان گوی خم چوگانت

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ای جان خردمندان گوی خم چوگانت

sadi

ای جان خردمندان گوی خم چوگانت‬ ‫

بيرون نرود گويی کافتاد به ميدانت‬

‫روز همه سر برکرد از کوه و شب ما را‬

‫سر برنکند خورشيد الا ز گريبانت‬

‫جان در تن مشتاقان از ذوق به رقص آيد‬ ‫

چون باد بجنباند شاخی ز گلستانت‬

‫ديوار سرايت را نقاش نمی بايد‬

‫تو زينت ايوانی نه صورت ايوانت‬

‫هر چند نمی سوزد بر من دل سنگينت‬

‫گويی دل من سنگيست در چاه زنخدانت‬

‫جان باختن آسانست اندر نظرت ليکن‬ ‫

اين لاشه نمی بينم شايسته قربانت‬

‫با داغ تو رنجوری به کز نظرت دوری‬ ‫

پيش قدمت مردن خوشتر که به هجرانت‬

‫ای باديه هجران تا عشق حرم باشد‬ ‫

عشاق نينديشند از خار مغيلانت‬

‫ديگر نتوانستم از فتنه حذر کردن‬ ‫

زان گه که درافتادم با قامت فتانت‬

‫شايد که در اين دنيا مرگش نبود هرگز‬

‫سعدی که تو جان دارد بل دوستتر از جانت‬

‫بسيار چو ذوالقرنين آفاق بگرديدست‬

‫اين تشنه که می ميرد بر چشمه حيوان‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*