Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫آفرين خدای بر جانت

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫آفرين خدای بر جانت

sadi

 ‫آفرين خدای بر جانت‬ ‫

که چه شيرين لبست و دندانت‬

هر که را گم شدست يوسف دل‬ ‫

گو ببين در چه زنخدانت‬

فتنه در پارس بر نمی خيزد‬ ‫

مگر از چشمهای فتانت‬

سرو اگر نيز آمدی و شدی‬

‫نرسيدی بگرد جولانت‬

شب تو روز ديگران باشد‬ ‫

کفتابست در شبستانت‬

تا کی ای بوستان روحانی‬ ‫

گله از دست بوستانبانت‬

بلبلانيم يک نفس بگذار‬ ‫

تا بناليم در گلستانت‬

گر هزارم جفا و جور کنی‬ ‫

دوست دارم هزار چندانت‬

آزموديم زور بازوی صبر‬ ‫

و آبگينست پيش سندانت‬

تو وفا گر کنی و گر نکنی‬

‫ما به آخر بريم پيمانت‬

مژده از من ستان به شادی وصل‬

‫گر بميرم به درد هجرانت‬

سعديا زنده عارفی باشی

گر برآيد در اين طلب جانت‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*