Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بلعم باعور را خلق جهان

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بلعم باعور را خلق جهان

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

دعا کردن بلعم باعور که موسى و قومش را از اين شهر که حصار داده اند بى مراد باز گردان‬ بلعم باعور را

خلق جهان‬ ‫

*

‫‬‬‬‫سغبه شد مانند عيساى زمان‬

سجده ناوردند کس را دون او‬ ‫

صحت رنجور بود افسون او‬

پنجه زد با موسى از کبر و کمال‬

‫آن چنان شد که شنيده ستى تو حال‬

صد هزار ابليس و بلعم در جهان‬ ‫

همچنين بوده ست پيدا و نهان‬

اين دو را مشهور گردانيد اله‬

‫تا که باشد اين دو بر باقى گواه‬

اين دو دزد آويخت از دار بلند‬ ‫

ور نه اندر قهر بس دزدان بدند‬

اين دو را پرچم به سوى شهر برد‬ ‫

کشتگان قهر را نتوان شمرد‬

نازنينى تو ولى در حد خويش‬

‫الله الله پا منه از حد خويش‬

گر زنى بر نازنين تر از خودت‬ ‫

در تگ هفتم زمين زير آردت‬

قصه ى عاد و ثمود از بهر چيست‬

‫تا بدانى کانبيا را نازکى است‬

اين نشان خسف و قذف و صاعقه‬

‫شد بيان عز نفس ناطقه‬

جمله حيوان را پى انسان بكش‬ ‫

جمله انسان را بكش از بهر هش‬

هش چه باشد عقل کل هوشمند‬ ‫

هوش جزوى هش بود اما نژند‬

جمله حيوانات وحشى ز آدمى‬ ‫

باشد از حيوان انسى در کمى‬

خون آنها خلق را باشد سبيل‬ ‫

ز انكه وحشى اند از عقل جليل‬

عزت وحشى بدين افتاد پست‬ ‫

که مر انسان را مخالف آمده ست‬

پس چه عزت باشدت اى نادره‬ ‫

چون شدى تو حمر مستنفرة‬

خر نشايد کشت از بهر صلاح‬ ‫

چون شود وحشى شود خونش مباح‬

گر چه خر را دانش زاجر نبود‬ ‫

هيچ معذورش نمى دارد ودود‬

پس چو وحشى شد از آن دم آدمى‬ ‫

کى بود معذور اى يار سمى‬

لاجرم کفار را شد خون مباح‬ ‫

همچو وحشى پيش نشاب و رماح‬

جفت و فرزندانشان جمله سبيل‬ ‫

ز آنكه بى عقلند و مردود و ذليل‬

باز عقلى کاو رمد از عقل عقل‬

‫کرد از عقلى به حيوانات نقل‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*