Home / Literature / سروده ای از حسین پناهی : به وقت گرینویچ

سروده ای از حسین پناهی : به وقت گرینویچ

حسین-پناهی-2

 

به وقت گرینویچ

*

اولين نقطه ای که از مرکز کائنات گريخت
و بر خلاف محورش به چرخش در امد ، سر من بود !
من اولين قابله ای هستم که ناف شيری را بريده است
اولين اواز را من خواندم ، برای زنی که در هراس سکوتُ سنگ ُ سکسه
تنها نارگيل شامم را قاپيد و برد
من اولين کسی هستم که از چشم زنی ترسيده است
من ماگدالينم غول تماشا
کاشف دل و فندق و سنگ اتش زنه
سپهر را من ، نيلگون شناختم
چرا که همرنگ هوسهای نامحدود من بود
خدا ،
کران بی کرانه ی شکوه پرستش من بود
و شيطان ،
اسطوره ی تنهايی انديشه های هولناک من
اولين دستی که خوشه ی اولين انگور را چيد
دست من بود
کفش ، ابتکار پر سه های من بود
و چتر ،
ابداع بی سامانيهای من
هندسه شطرنج سکوت من بود
و رنگ
تعبير دلتنگی هايم
من اولين کسی هستم که ،
در دايره صدای پرنده ای بر سرگردانی خود
خنديده است
من اولين سياه مست زمينم
هر چرخی که می بينيد ،
بر محور شراره های شور عشق من ميچرخد
اه را من به دريا اموختم
من ماگدالينم !
پوشيده در پوست خرس
و معطر به چربی وال
سرم به بوته ی خشک گونی مانند است
با اين همه
هزار خورشيد و ماه و زمين را
يکجا در ان می چرخانم
اولين اشک را من ريختم ،
بر جنازه ی زنی
که قوطه در شير و خون
کنار نارگيلی مرده بود !
بی هراس سکوت ُ سنگ ُ سکسه … !

حسین پناهی

حسین پناهی- Hossain Panahi

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*