Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد

سروده ای از منصور حلاج : دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد

mansoor-al-hallaj1

 

دلبر برفت و درد دلم را  دوا نکرد

آن شوخ بین  که بر من مسکین چها نکرد

زان نور چشم  چشم وفا داشتم  دریغ

کز عین مردمی  نظری سوی ما نکرد

گفتم هزار حاجت جانم  روا کند

ناگه روانه گشت و یکی را دوا نکرد

خون دل شکسته من  بی بهانه ریخت

و اندیشه نیز از دیت خونبها  نکرد

اینم ز هجر صعب تر آمد که آن صنم

وقت  رحیل  یاد من مبتلا  نکرد

او شاه ملک حسن و جمالست و من گدا

از شه غریب نیست که یاد گدا نکرد

مهر و وفا مجوی حسین از مهی  که او

با هیچکس  چو عمر گرامی  وفا نکرد

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*