Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : عجب که درد مرا هیچکس دوا سازد

سروده ای از منصور حلاج : عجب که درد مرا هیچکس دوا سازد

mansoor-al-hallaj1

 

عجب که درد مرا هیچکس دوا سازد

مگر که چاره  بیچارگان  خدا  سازد

دلم به درد و بلا انس کرده است چنانک

ز عاقیت بگریزد  به ابتلا  سازد

به کیش عشق دلش زنده  ابد  باشد

که جان خود  هدف ناوک بلا  سازد

نظر به شاهی  هردو جهان  نیندازد

کسی که بر در او خویشتن گدا سازد

دلی که یافت خلاصی ز قید کبر و ریا

وطن  به ساحت  اقلیم  کبریا  سازد

به حق سپار دل آهنین خود کانرا

به صیقل  کرم  آیینه  بقا  سازد

مراد خویش ز جانان کسی تواند یافت

که در طریق وفا جان خود فدا سازد

حسین را طرب و ساز و عیش در پیش است

نگار من  چو  به عشاق  بی نوا  سازد

 

حسین منصور حلاج

حلاج

 

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*