Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست

Hafiz

 

‫روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست‬
‫می ز خمخانه به جوش آمد و می بايد خواست‬

نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت‬
‫وقت رندی و طرب كردن رندان پيداست‬

چه ملامت بود آن را كه چنين باده خورد‬
‫اين چه عيب است بدين بی خردی وين چه خطاست‬

باده نوشی كه در او روی و ريايی نبود‬
‫بهتر از زهدفروشي كه در او روی و رياست‬

ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق‬
‫آن كه او عالم سر است بدين حال گواست‬

فرض ايزد بگذاريم و به كس بد نكنيم‬
‫وان چه گويند روا نيست نگوييم رواست‬

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم‬
‫باده از خون رزان است نه از خون شماست‬

اين چه عيب است كز آن عيب خلل خواهد بود‬
‫ور بود نيز چه شد مردم بی عيب كجاست‬

Hafez - b3

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*