Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دوشم آن سنگ دل پريشان داشت‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دوشم آن سنگ دل پريشان داشت‬

sadi

 

‫‫‫

‫دوشم آن سنگ دل پريشان داشت‬

‫يار دل برده دست بر جان داشت‬

‫ديده در می فشاند در دامن‬ ‫

گوييا آستين مرجان داشت‬

‫اندرونم ز شوق می سوزد‬ ‫

ور نناليدمی چه درمان داشت‬

‫می نپنداشتم که روز شود‬

‫تا بديدم سحر که پايان داشت‬

‫در باغ بهشت بگشودند‬ ‫

باد گويی کليد رضوان داشت‬

‫غنچه ديدم که از نسيم صبا‬ ‫

همچو من دست در گريبان داشت‬

‫که نه تنها منم ربوده عشق‬ ‫

هر گلی بلبلی غزل خوان داشت‬

‫رازم از پرده برملا افتاد‬ ‫

چند شايد به صبر پنهان داشت‬

‫سعديا ترک جان ببايد گفت‬ ‫

که به يک دل دو دوست نتوان داشت‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*