Home / Literature / شعری از استاد شهریار : در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم عاشق نمي‌شوي که ببيني چه مي‌کشم

شعری از استاد شهریار : در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم عاشق نمي‌شوي که ببيني چه مي‌کشم

در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم
عاشق نمي‌شوي که ببيني چه مي‌کشم
با عقل آب عشق به يک جو نمي‌رود
بيچاره من که ساخته از آب و آتشم
ديشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سيل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکايتي از جور شمع نيست
عمريست در هواي تو ميسوزم و خوشم
خلقم به روي زرد بخندند و باک نيست
شاهد شو اي شرار محبت که بي‌غشم
باور مکن که طعنه‌ي طوفان روزگار
جز در هواي زلف تو دارد مشوشم
سروي شدم به دولت آزادگي که سر
با کس فرو نياورد اين طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب ميگزد چو غنچه‌ي خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالين من بتاب
اي آفتاب دلکش و ماه پري‌وشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمي چوني
تا بشنوي نواي غزلهاي دلکشم
ساز صبا به ناله شبي گفت شهريار
اين کار تست من همه جور تو مي‌کشم

106215_530

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

3 comments

  1. Giti Mirzaei

    من همه جور تو می کشم
    درد عشق را چه کسی داند؟؟؟؟؟؟

    • در ادادمه کامنت قبلی …. و منظور خاضی در آن نیست …
      ——————————————————
      ای کاش استاد شهریار در مصرع نخست بیت دوم جای عقل و عشق را عوض میکردند این جوری در مصرع دوم عقل مثل آب تشبیه میشد و عشق مثل آتش …
      نظر شما چیست ؟

      • از حسن نظرتان سپاسگزارم
        در مورد شعر استاد شهریار نمیتوانم نظری بدهم . من کجا و ایشان کجا ؟
        ولی شنیده ام که عشق که بیاید عقل کنار میرود
        آخه عشق با معیارهای منطق و ریاضی و … در یک مقوله جای نمیگیرند
        نشنیده اید که گفته اند :
        عاشقم دیوانه ام از خود ندارم خانه ای
        عاشقان را کی بود خانه دل مگر دیوانه ای ؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*