Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : روز وصلم قرار ديدن نيست

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : روز وصلم قرار ديدن نيست

sadi

 

‫‫

‫‫روز وصلم قرار ديدن نيست‬ ‫

شب هجرانم آرميدن نيست‬

طاقت سر بريدنم باشد‬

‫وز حبيبم سر بريدن نيست‬

مطرب از دست من به جان آمد‬ ‫

که مرا طاقت شنيدن نيست‬

دست بيچاره چون به جان نرسد‬ ‫

چاره جز پيرهن دريدن نيست‬

ما خود افتادگان مسکينيم‬ ‫

حاجت دام گستريدن نيست‬

دست در خون عاشقان داری‬ ‫

حاجت تيغ برکشيدن نيست‬

با خداوندگاری افتادم‬ ‫

کش سر بنده پروريدن نيست‬

گفتم ای بوستان روحانی‬ ‫

ديدن ميوه چون گزيدن نيست‬

گفت سعدی خيال خيره مبند‬

‫سيب سيمين برای چيدن نيست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*