Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : با فراقت چند سازم برگ تنهاييم نيست‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : با فراقت چند سازم برگ تنهاييم نيست‬

sadi

 

‫‫

‫با فراقت چند سازم برگ تنهاييم نيست‬ ‫

دستگاه صبر و پاياب شکيباييم نيست‬

‫ترسم از تنهايی احوالم به رسوايی کشد‬

‫ترس تنهاييست ور نه بيم رسواييم نيست‬

‫مرد گستاخی نيم تا جان در آغوشت کشم‬ ‫

بوسه بر پايت دهم چون دست بالاييم نيست‬

‫بر گلت آشفته ام بگذار تا در باغ وصل‬ ‫

زاغ بانگی می کنم چون بلبل آواييم نيست‬

‫تا مصور گشت در چشمم خيال روی دوست‬ ‫

چشم خودبينی ندارم روی خودراييم نيست‬

‫درد دوری می کشم گر چه خراب افتاده ام‬ ‫

بار جورت می برم گر چه تواناييم نيست‬

‫طبع تو سير آمد از من جای ديگر دل نهاد‬

‫من که را جويم که چون تو طبع هرجاييم نيست‬

‫سعدی آتش زبانم در غمت سوزان چو شمع‬

‫با همه آتش زبانی در تو گيراييم نيست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*