Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نيست

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نيست

sadi

 

‫‫

‫هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نيست

پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نيست‬

‫در که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکنم‬ ‫

چون تو در عالم نباشد ور نه عالم تنگ نيست‬

‫شاهد ما را نه هر چشمی چنان بيند که هست‬

‫صنع را آيينه ای بايد که بر وی زنگ نيست‬

‫با زمانی ديگر انداز ای که پندم می دهی‬

‫کاين زمانم گوش بر چنگست و دل در چنگ نيست‬

‫گر تو را کامی برآيد دير زود از وصل يار‬ ‫

بعد از آن نامت به رسوايی برآيد ننگ نيست‬

‫سست پيمانا چرا کردی خلاف عقل و رای‬ ‫

صلح با دشمن اگر با دوستانت جنگ نيست‬

‫گر تو را آهنگ وصل ما نباشد گو مباش‬ ‫

دوستان را جز به ديدار تو هيچ آهنگ نيست‬

‫ور به سنگ از صحبت خويشم برانی عاقبت‬

‫خود دلت بر من ببخشايد که آخر سنگ نيست‬

‫سعديا نامت به رندی در جهان افسانه شد‬

‫از چه می ترسی دگر بعد از سياهی رنگ نيست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*