Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت زن صدق آن بود کز بود خويش‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت زن صدق آن بود کز بود خويش‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

هديه بردن عرب سبوى آب باران از ميان باديه سوى بغداد به نزد خليفه‬ بر پنداشت آن که آن جا هم قحط آب است

‫*
‫‬‬‬
‫گفت زن صدق آن بود کز بود خويش‬ ‫

پاك برخيزى تو از مجهود خويش‬

آب باران است ما را در سبو‬

‫ملكت و سرمايه و اسباب تو‬

اين سبوى آب را بردار و رو‬ ‫

هديه ساز و پيش شاهنشاه شو‬

گو که ما را غير اين اسباب نيست‬

‫در مفازه هيچ به زين آب نيست‬

گر خزينه ش پر متاع فاخر است‬ ‫

اين چنين آبش نباشد نادر است‬

چيست آن کوزه تن محصور ما‬

‫اندر او آب حواس شور ما‬

اى خداوند اين خم و کوزه ى مرا‬ ‫

در پذير از فضل الله اشترى‬

‫کوزه اى با پنج لوله ى پنج حس‬

‫پاك دار اين آب را از هر نجس‬

تا شود زين کوزه منفذ سوى بحر‬

‫تا بگيرد کوزه ى من خوى بحر‬

تا چو هديه پيش سلطانش برى‬

‫پاك بيند باشدش شه مشترى‬

بى نهايت گردد آبش بعد از آن‬

‫پر شود از کوزه ى من صد جهان‬

لوله ها بر بند و پر دارش ز خم‬ ‫

گفت غضوا عن هوا ابصارکم‬

ريش او پر باد کاين هديه کراست‬

‫لايق چون او شهى اين است راست‬

زن نمى دانست کانجا بر گذر‬ ‫

هست جارى دجله ى همچون شكر‬

در ميان شهر چون دريا روان‬

‫پر ز کشتيها و شست ماهيان‬

رو بر سلطان و کار و بار بين‬ ‫

حس تجري تحتها الأنهار بين‬
‫‬
‫اين چنين حسها و ادراکات ما‬

‫قطره اى باشد در آن نهر صفا‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*