Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت زن يك آفتابى تافته ست‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت زن يك آفتابى تافته ست‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

تعيين کردن زن طريق طلب روزى کدخداى خود را و قبول کردن او

‫*
‫‬‬
‫گفت زن يك آفتابى تافته ست‬ ‫

عالمى زو روشنايى يافته ست‬

نايب رحمان خليفه ى کردگار‬

‫شهر بغداد است از وى چون بهار‬

گر بپيوندى بدان شه شه شوى‬

‫سوى هر ادبار تا کى مى روى‬

همنشينى مقبلان چون کيمياست‬ ‫

چون نظرشان کيميايى خود کجاست‬

چشم احمد بر ابو بكرى زده‬

‫او ز يك تصديق صديق آمده‬

گفت من شه را پذيرا چون شوم‬

‫بى بهانه سوى او من چون روم‬

نسبتى بايد مرا يا حيلتى‬ ‫

هيچ پيشه راست شد بى آلتى‬

همچو آن مجنون که بشنيد از يكى‬

‫که مرض آمد به ليلى اندکى‬

گفت آوه بى بهانه چون روم‬ ‫

ور بمانم از عيادت چون شوم‬

ليتني کنت طبيبا حاذقا‬ ‫

کنت أمشی نحو ليلى سابقا‬

قل تعالوا گفت حق ما را بدان‬

‫تا بود شرم اشكنى ما را نشان‬

شب پران را گر نظر و آلت بدى‬

‫روزشان جولان و خوش حالت بدى‬

گفت چون شاه کرم ميدان رود‬ ‫

عين هر بى آلتى آلت شود‬

ز آن که آلت دعوى است و هستى است‬

‫کار در بى آلتى و پستى است‬

گفت کى بى آلتى سودا کنم‬ ‫

تا نه من بى آلتى پيدا کنم‬

پس گواهى بايدم بر مفلسى‬ ‫

تا شهم رحمى کند يا مونسى‬

تو گواهى غير گفت وگو و رنگ‬

‫وانما تا رحم آرد شاه شنگ‬

کاين گواهى که ز گفت و رنگ بد‬

‫نزد آن قاضى القضاة آن جرح شد‬

صدق مى خواهد گواه حال او‬ ‫

تا بتابد نور او بى قال او‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*