Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست

sadi

 

‫‫

‫‫

‫صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست

بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست‬

‫دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظيم‬ ‫

ور نسازد می ببايد ساختن با خوی دوست‬

‫گر قبولم می کند مملوک خود می پرورد‬ ‫

ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست‬

‫هر که را خاطر به روی دوست رغبت می کند‬

‫بس پريشانی ببايد بردنش چون موی دوست‬

‫ديگران را عيد اگر فرداست ما را اين دمست‬ ‫

روزه داران ماه نو بينند و ما ابروی دوست‬

‫هر کسی بی خويشتن جولان عشقی می کند‬ ‫

تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست‬

‫دشمنم را بد نمی خواهم که آن بدبخت را‬

‫اين عقوبت بس که بيند دوست همزانوی دوست‬

‫هر کسی را دل به صحرايی و باغی می رود‬ ‫

هر کس از سويی به دررفتند و عاشق سوی دوست‬

‫کاش باری باغ و بستان را که تحسين می کنند‬

‫بلبلی بودی چو سعدی يا گلی چون روی دوست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*