Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ديد احمد را ابو جهل و بگفت

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ديد احمد را ابو جهل و بگفت

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

در بيان آن که جنبيدن هر کسى از آن جا که وى است هر کس را از چنبره ى وجود خود بيند، تابه ى کبود‬ آفتاب را کبود نمايد و سرخ سرخ نمايد چون تابه از رنگها بيرون آيد سپيد شود از همه تابه هاى ديگر او‬ راستگوتر باشد و امام باشد

‫*

‫ديد احمد را ابو جهل و بگفت‬

‫زشت نقشى کز بنى هاشم شگفت‬

‫گفت احمد مر و را که راستى‬ ‫

راست گفتى گر چه کار افزاستى‬

‫ديد صديقش بگفت اى آفتاب‬

‫نى ز شرقى نى ز غربى خوش بتاب‬

‫گفت احمد راست گفتى اى عزيز‬ ‫

اى رهيده تو ز دنياى نه چيز‬

‫حاضران گفتند اى صدر الورى‬ ‫

راست گو گفتى دو ضد گو را چرا‬

‫گفت من آيينه ام مصقول دست‬ ‫

ترك و هندو در من آن بيند که هست‬

‫اى زن ار طماع مى بينى مرا‬

‫زين تحرى زنانه برتر آ‬

‫اين طمع را ماند و رحمت بود‬ ‫

کو طمع آن جا که آن نعمت بود‬

‫امتحان کن فقر را روزى دو تو‬

‫تا به فقر اندر غنا بينى دو تو‬

‫صبر کن با فقر و بگذار اين ملال‬ ‫

ز آن که در فقر است عز ذو الجلال‬

‫سرکه مفروش و هزاران جان ببين‬

‫از قناعت غرق بحر انگبين‬

‫صد هزاران جان تلخى کش نگر‬ ‫

همچو گل آغشته اندر گل شكر‬

‫اى دريغا مر ترا گنجا بدى‬ ‫

تا ز جانم شرح دل پيدا شدى‬

‫اين سخن شير است در پستان جان‬ ‫

بى کشنده خوش نمى گردد روان‬

‫مستمع چون تشنه و جوينده شد‬ ‫

واعظ ار مرده بود گوينده شد‬

‫مستمع چون تازه آمد بى ملال‬ ‫

صد زبان گردد به گفتن گنگ و لال‬

‫چون که نامحرم در آيد از درم‬

‫پرده در پنهان شوند اهل حرم‬

‫ور در آيد محرمى دور از گزند‬ ‫

بر گشايند آن ستيران روى بند‬

‫هر چه را خوب و خوش و زيبا کنند‬

‫از براى ديده ى بينا کنند‬

‫کى بود آواز چنگ و زير و بم‬

‫از براى گوش بى حس اصم‬

‫مشك را بیهوده حق خوش دم نكرد‬ ‫

بهر حس کرد او پى اخشم نكرد‬

‫حق زمين و آسمان بر ساخته ست‬

‫در ميان بس نار و نور افراخته ست‬

‫اين زمين را از براى خاکيان‬

‫آسمان را مسكن افلاکيان‬

‫مرد سفلى دشمن بالا بود‬ ‫

مشترى هر مكان پيدا بود‬

‫اى ستيره هيچ تو برخاستى‬ ‫

خويشتن را بهر کور آراستى‬

‫گر جهان را پر در مكنون کنم‬ ‫

روزى تو چون نباشد چون کنم‬

‫ترك جنگ و ره زنى اى زن بگو‬

‫ور نمى گويى به ترك من بگو‬

‫مر مرا چه جاى جنگ نيك و بد‬

کاين دلم از صلحها هم مى رمد‬

‫گر خمش کردى و گرنه آن کنم‬ ‫

که همين دم ترك خان و مان کنم‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*