Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : دزد آتش

سروده ای از نادر نادرپور : دزد آتش

Naderpoor2

 

دزد آتش

*

پای به زنجیر بسته زخمی پیرم‬
‫کاین همه درد مرا امید دوا نیست‬
‫مرهم زخمم که چون شکاف درخت است‬
‫جز مس جوشان آفتاب خدا نیست‬
‫نشتر خونریز خارهای پر از زهر‬
‫می ترکاند حباب زخم تنم را‬
‫خاک به خون تشنه از دهانه ی این زخم‬
‫می مکد آهسته شیره ی بدنم را‬
‫کرکس پیری که آفتابش خوانند‬
‫بیضه ی چشم مرا شکسته به منقار‬
‫پنجه فروبرده ام به سینه ی هر سنگ‬
‫ناخن تیزم شکسته در تن هر خار‬
‫مانده به کتفم نشانی از خط زنجیر‬
‫چون به شن تر ، شیاری از تن ماری‬
‫تا به زمین پاشد آسمان نمک نور‬
‫برکشد از رخم شانه هام ، دماری‬
‫من مگر آن دزد آتشم که سرانجام‬
‫خشم خدایان مرا به شعله ی خود سوخت‬
‫بر سر این صخره ی شکسته ی تقدیر‬
‫چارستونم به چارمیخ بلا دوخت‬
‫بر دل من آرزوی مرگ ، حرام است‬
‫گرچه به جز مرگ ، چاره ی دگرم نیست‬
‫بر سرم ای سرنوشت ! کرکس پیری است‬
‫طعمه ی او غیر پاره ی جگرم نیست‬
‫موم تنم در آفتاب بسوزان‬
‫مغز سرم را به کرکسان هوا ده‬
‫آب دو چشم مرا بر آتش دل ریز‬
‫خاک وجود مرا به باده فنا ده‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*