Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بهر اين گفتند دانايان به فن‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بهر اين گفتند دانايان به فن‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫مغرور شدن مريدان محتاج به مدعيان مزور و ايشان را شيخ و محتشم‬ و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق

نادانستن و بر بسته را از بر رسته‬‬

*
‫‬

‫بهر اين گفتند دانايان به فن‬

‫ميهمان محسنان بايد شدن‬

‫تو مريد و ميهمان آن کسى‬

‫کاو ستاند حاصلت را از خسى‬

‫نيست چيره چون ترا چيره کند‬ ‫

نور ندهد مر ترا تيره کند‬

‫چون و را نورى نبود اندر قران‬ ‫

نور کى يابند از وى ديگران‬

‫همچو اعمش کو کند داروى چشم‬ ‫

چه کشد در چشمها الا که يشم‬

‫حال ما اين است در فقر و عنا‬ ‫

هيچ مهمانى مبا مغرور ما‬

‫قحط ده سال ار نديدى در صور‬ ‫

چشمها بگشا و اندر ما نگر‬

‫ظاهر ما چون درون مدعى‬ ‫

در دلش ظلمت زبانش شعشعى‬

‫از خدا بويى نه او را نى اثر‬

‫دعويش افزون ز شيث و بو البشر‬

‫ديو ننموده و را هم نقش خويش‬ ‫

او همى گويد ز ابداليم و بيش‬

‫حرف درويشان بدزديده بسى‬ ‫

تا گمان آيد که هست او خود کسى‬

‫خرده گيرد در سخن بر بايزيد‬ ‫

ننگ دارد از درون او يزيد‬

‫بى نوا از نان و خوان آسمان‬

‫پيش او ننداخت حق يك استخوان‬

‫او ندا کرده که خوان بنهاده ام‬

‫نايب حقم خليفه زاده ام‬

‫الصلا ساده دلان پيچ پيچ‬

‫تا خوريد از خوان جودم سير هيچ‬

‫سالها بر وعده ى فردا کسان‬ ‫

گرد آن در گشته فردا نارسان‬

‫دير بايد تا که سر آدمى‬

‫آشكارا گردد از بيش و کمى‬

‫زير ديوار بدن گنج است يا‬ ‫

خانه ى مار است و مور و اژدها‬

‫چون که پيدا گشت کاو چيزى نبود‬ ‫

عمر طالب رفت آگاهى چه سود‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*