Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى اعرابى درويش و ماجراى زن با او به سبب قلت و درويشى‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى اعرابى درويش و ماجراى زن با او به سبب قلت و درويشى‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫قصه ى اعرابى درويش و ماجراى زن با او به سبب قلت و درويشى‬

*
‫‬

‫يك شب اعرابى زنى مر شوى را‬ ‫

گفت و از حد برد گفت وگوى را‬

‫کاين همه فقر و جفا ما مى کشيم‬ ‫

جمله عالم در خوشى ما ناخوشيم‬

‫نانمان نى نان خورشمان درد و رشك‬

کوزه مان نه آبمان از ديده اشك‬

‫جامه ى ما روز تاب آفتاب‬ ‫

شب نهالين و لحاف از ماهتاب‬

‫قرص مه را قرص نان پنداشته‬

‫دست سوى آسمان برداشته‬

‫ننگ درويشان ز درويشى ما‬ ‫

روز شب از روزى انديشى ما‬

‫خويش و بيگانه شده از ما رمان‬

‫بر مثال سامرى از مردمان‬

‫گر بخواهم از کسى يك مشت نسك‬ ‫

مر مرا گويد خمش کن مرگ و جسك‬

‫مر عرب را فخر غزو است و عطا‬ ‫

در عرب تو همچو اندر خط خطا‬

‫چه غزا ما بى غزا خود کشته ايم‬

‫ما به تيغ فقر بى سر گشته ايم‬

‫چه عطا ما بر گدايى مى تنيم‬ ‫

مر مگس را در هوا رگ مى زنيم‬

‫گر کسى مهمان رسد گر من منم‬ ‫

شب بخسبد قصد دلق او کنم‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*