Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت

سروده ای از منصور حلاج : به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت

mansoor-al-hallaj1

 

 

به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت

میان ما و تو بنگر که چون وصال انگیخت

چه لطف بود که دور سپهر از سر مهر

میان مشتری و ماه اتصال انگیخت

هزار طایر جان را شکار کرد رخت

چو دام و دانه مشکین ز خط و خال انگیخت

غلام  قدرت  آنم  که  از کمال  کرم

جمال روی تو در غایت جلال انگیخت

چو بر صحیفه دل نقش بند فکرت من

مثال  پیکرت  ای ماه  بی مثال  انگیخت

خط از بنفشه رخ از لاله قد ز سرو سهی

دهن چو شکر شیرین لب از زلال انگیخت

حسین اگرچه خیالی شود ز ضعف رواست

چو نقش حسن تو در صفحه  خیال انگیخت

 

حسین منصور حلاج

حلاج

 

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*