Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست

sadi

 

‫آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست‬ ‫

موقف آزادگان بر سر ميدان اوست‬

‫ره به در از کوی دوست نيست که بيرون برند‬

‫سلسله پای جمع زلف پريشان اوست‬

‫چند نصيحت کنند بیخبرانم به صبر‬ ‫

درد مرا ای حکيم صبر نه درمان اوست‬

‫گر کند انعام او در من مسکين نگاه‬

‫ور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست‬

‫گر بزند بی گناه عادت بخت منست‬ ‫

ور بنوازد به لطف غايت احسان اوست‬

‫ميل ندارم به باغ انس نگيرم به سرو‬

‫سروی اگر لايقست قد خرامان اوست‬

‫چون بتواند نشست آن که دلش غايبست‬

‫يا بتواند گريخت آن که به زندان اوست‬

‫حيرت عشاق را عيب کند بی بصر‬ ‫

بهره ندارد ز عيش هر که نه حيران اوست‬

‫چون تو گلی کس نديد در چمن روزگار‬ ‫

خاصه که مرغی چو من بلبل بستان اوست‬

‫گر همه مرغی زنند سخت کمانان به تير‬ ‫

حيف بود بلبلی کاين همه دستان اوست‬

‫سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر‬ ‫

کعبه ديدار دوست صبر بيابان اوست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*