Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : در خواب گفتن هاتف مر عمر را که چندين زر از بيت المال به آن مرده ده که در گورستان خفته است

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : در خواب گفتن هاتف مر عمر را که چندين زر از بيت المال به آن مرده ده که در گورستان خفته است

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

در خواب گفتن هاتف مر عمر را که چندين زر از بيت المال به آن مرده ده که در گورستان خفته است

*‬
‫آن زمان حق بر عمر خوابى گماشت‬

‫تا که خويش از خواب نتوانست داشت‬

در عجب افتاد کاين معهود نيست‬

‫اين ز غيب افتاد بى مقصود نيست‬

سر نهاد و خواب بردش خواب ديد‬ ‫

کامدش از حق ندا جانش شنيد‬

آن ندايى کاصل هر بانگ و نواست‬ ‫

خود ندا آن است و اين باقى صداست‬

ترك و کرد و پارسى گو و عرب‬ ‫

فهم کرده آن ندا بى گوش و لب‬

خود چه جاى ترك و تاجيك است و زنگ‬ ‫

فهم کرده ست آن ندا را چوب و سنگ‬

هر دمى از وى همى آيد ا لست‬ ‫

جوهر و اعراض مى گردند هست‬
‫‬
‫گر نمى آيدبلى ز يشان ولى‬

‫آمدنشان از عدم باشد بلى‬
‫‬
‫ز آن چه گفتم من ز فهم سنگ و چوب‬

‫در بيانش قصه اى هش دار خوب‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*