Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : در غبار خنده ی خورشید

سروده ای از نادر نادرپور : در غبار خنده ی خورشید

Naderpoor2

 

در غبار خنده ی خورشید

*

خواب میبینم همه شب ، اسب رهوار مرادم را‬
‫یالش از نور سحرگاهان ، طلایی رنگ‬
‫خواب میبینم که برزین بلند او‬
‫راه می پیمایم از فرسنگ تا فرسنگ‬
‫رو به سوی قله های دور می آرم‬
‫قله های دور ، پنھان در غبار خنده ی خورشید‬
‫میروم آن سان که نعل اسب من از سینه ی هر سنگ لاله ی برقی برویاند‬
‫میروم آن سال که گرمای نفسھای تب آلودش‬
‫پردهی ابریشمین آبشاران را بسوزاند‬
‫می روم آنجا که چون چشمم به طاق آسمان افتد‬
‫بشکفد در باغ چشمم سوسن خورشید‬
‫همچو عکس بیشه ها در چشم آهوها‬
‫میروم آنجا که چون اسبم دو چشم از خواب بگشاید‬
‫نقش بندد در نگین مردمکھایش‬
‫سایه ی پرواز خاموش پرستوها‬
‫عاقبت زین میکنم روزی به بیداری‬
‫اسب رهوار مرادم را‬
‫رو به سوی قله های دور می آرم‬
‫قله های دور ، پنھان در غبار خنده ی خورشید‬
‫میروم آنجا که باغ آفرینش را بھاری هست‬
‫میروم آنجا که دل ها را شکوه انتظاری هست‬

نادر نادرپور

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*