Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫مگر نسيم سحر بوی زلف يار منست

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫مگر نسيم سحر بوی زلف يار منست

sadi

 ‫مگر نسيم سحر بوی زلف يار منست‬ ‫

که راحت دل رنجور بی قرار منست‬

به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر‬

‫گرش به خواب ببينم که در کنار منست‬

اگر معاينه بينم که قصد جان دارد‬

‫به جان مضايقه با دوستان نه کار منست‬

حقيقت آن که نه درخورد اوست جان عزيز‬ ‫

وليک درخور امکان و اقتدار منست‬

نه اختيار منست اين معاملت ليکن‬ ‫

رضای دوست مقدم بر اختيار منست‬

اگر هزار غمست از جفای او بر دل‬ ‫

هنوز بنده اويم که غمگسار منست‬

درون خلوت ما غير در نمی گنجد‬

‫برو که هر که نه يار منست بار منست‬

به لاله زار و گلستان نمی رود دل من‬ ‫

که ياد دوست گلستان و لاله زار منست‬

ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت‬ ‫

دلت نسوخت که مسکين اميدوار منست‬

و گر مراد تو اينست بی مرادی من‬

‫تفاوتی نکند چون مراد يار منست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*