Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫ شیھه ی خاموش

سروده ای از نادر نادرپور : ‫ شیھه ی خاموش

Naderpoor2

 

شیھه ی خاموش

*‬
‫کوه ، زانو زده چون اسب زمین خورده به راه‬
‫سینه انباشته از شیھه ی خاموش هلاک‬
‫مغز خورشید پریشان شده بر تیزی سنگ‬
‫چون سواری که به یک تیر ، درافتاده به خاک‬
‫ناخن از درد فروبرده درون شن گرم‬
‫لب تاول زدهاش سوخته از داغ عطش‬
‫خونش آمیخته با روشنی بازپسین‬
‫چشمش از حسرت آبی که نیابد همه عمر‬
‫میدود همچو سگی هار ، به دنبال سراب‬
‫بیم دارد که چو لب تر کند از چشمه ی دور‬
‫آتش سرخ زبانش فکند شعله در آب‬
‫آسمان ، کاسه ی براق لعاب اندودی است‬
‫که ازو قطره ی آبی نتراویده برون‬
‫تشنگی در رحم روسپی پیر زمین‬
‫نطفه ای کاشته از شھوت سوزان جنون‬
‫کوره راهی که خط انداخته بر پشت کویر‬
‫جلد ماری است که خالی شده از خنجر خویش‬
‫گردبادی که برانگیخته گرد از تن راه‬
‫غول مستی است که برخاسته از بستر خویش‬
‫گون از زور عطش پنجه فروبرده به خاک‬
‫تا مگر درد جگر سوز خود آرام کند‬
‫زخم چرکین ترک ھای زمین منتظر است‬
‫تا مگر مرهمی از ظلمت شب وام کند‬
‫چشمه ای نیست که در بستر خشکیده ی جوی‬
‫سینه مالان بخزد چون تن لغزنده ی مار‬
‫کوه و خورشید ، سراسیمه به هم می نگرند‬
‫اسب ، جان می سپرد تشنه ، در آغوش سوار‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*