Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : بشنو از نی

سروده ای از نادر نادرپور : بشنو از نی

Naderpoor2

 

بشنو از نی
‫نی های خوابناک ، به خمیازه ی نسیم‬
‫از یکدیگر به نرمی مژگان جدا شدند‬
‫چشم بخواب رفته ی مرداب از آن میان‬
‫در آفتاب صبح ، چو آیینه برق زد‬
‫آنگه ، نیی بلندتر از مار هفت بند‬
‫بیمارتر ز چھره ی مھتاب صبحگاه‬
‫در تخم چشم خیره ی مرداب ، سبز شد‬
‫چون نیزه ی شکسته رها شد به سوی ماه‬
‫شش بند او چو سینه ی غوکان سپید بود‬
‫بر گرد بند هفتم او ، طرقه ای سیاه‬
‫آن طوقه را ز رنگ شب انگاشت آفتاب‬
‫کوشید تا به دست بلورین بشویدش‬
‫اما هر آنچه کرد‬
‫اما هر آنچه پیکر نی را به نور شست‬
‫زهر سیاه ، در تن وی بیشتر دوید‬
‫هنگام ظھر : تا به کمرگاه نی رسید‬
‫در آستان شب به گلوی سپید وی‬
‫نی ، رنگ شب گرفت‬
‫شب نیز رنگ نی‬
‫چون باد رهگذر خبر از مرگ روز داد‬
‫خورشید خشمگین‬
‫از شستشوی پیکر نی ناامید شد‬
‫با پنجه های خونین ، آهنگ راه کرد‬
‫مھتاب از فراز درختان نگاه کرد‬
‫با آفتاب گفت‬
‫نفرین به شب که هستی نی را تباه کرد‬
‫شب در جواب گفت‬
‫این زهر من نبود که در خون نی دوید‬
‫پوسیده بود ، نی‬
‫پوسیده بود و در تن خود خون مرده داشت‬
‫این خون مرده بود که وی را سیاه کرد‬

نادر نادرپور

 

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*